محرم است که بقيع را اينگونه سرخگون کردهغبار غليظي مدينه را در آغوش گرفته است، سکوت سايهاش را روي شهر انداخته و گنبد سبز حضرت مهرباني و باغبان بيبديل هستي، در قاب چشمها جاي گرفته. آرام آرام داري به سمت حرم ميروي... ناگهان عطر اشک چند زائر ايراني و عرب به مشام ميرسد؛ چه بوي آشنايي دارد! همگي زن هستند، در پيادهروي خيابان ملک عبدالله، تکيه دادهاند به ديوارهاي حصاربندي شده بقيع و چشم دوختهاند به سياهي شب، ميدانند کجا را بايد بنگرند و گرنه... نميشود! باور کنيد نميشود به واژهها جان داد و گفت که اين نالههاي نيمه شبي براي چيست؟ سالها آرزوي ديدار داشته باشي، حالا رنج سفر و شيريني حج را چشيده باشي و در دو قدمي آن جغرافياي مقدس، چشمهايت را محروم کنند از زيارت! چه حالي پيدا ميکني؟ همين ميشود که خانمها صبحهاي زود که تيغ آفتاب سرخياش را بر خاک بقيع ميپاشد و ميآيد و يا نيمههاي شب که سوز سردي در مدينه جاري است، ميآيند، دلهايشان را به همين پنجرهها دخيل ميکنند و چشم را سوار بر قاصدکي از جنس غربت ميفرستند تا برسد به آن قطعهاي از بهشت زمين که نشانياش بينشان است... آب ميشوي وقتي ميبيني جماعت دستهاشان را در اين پنجرههاي حصار شده قفل ميکنند و شانههاشان لرزشي به قامت تاريخ مظلوميت شيعه ميگيرد و... ميهماني خاک است و آفتاب و ضيافت اشک و مهتاب! و سياهي شب چه محرم خوبي است براي تکانهاي سنگين دل؛ اگرچه دوستي ميگفت بايد هم شبانه بيايند که او شبانه رفت! هواي مدينه هنوز هم هواي نفاق و نفرت است! هنوز هم بايد فرياد فرياد غم حضرت بانو را با آستيني به دندان گرفته، اشک شويم! هنوز هم غم غربت در بقيع بيداد ميکند! هنوز هم بايد آرام گريست! اين جماعت هنوز هم دنبال نبش قبر بقيعاند... واي که چقدر دلم هواي شبهاي جمعه مسجد ارک را کرده! آخر اينجا نميشود يک دل سير اشک ريخت و فرياد شد! تنها بايد ببيني و آرام آرام مثل شمع، بيصدا، آب شوي! دق ميکني اگر زياد بماني در اين بهشت گمشده!اينجا هميشه راه «گلو» بسته است... وه! چه عطر سيبي بين واژههايم پيچيد، بوي محرم است که بقيع را اينگونه سرخگون کرده است؛ بيجهت نيست که اين حاجيان از حرم بازگشته، داغ ميشوند در بقيع و ضربان قلبشان «حسين... حسين» ميکند... بايد چقدر نماز شکر در جوار باب جبرئيل و دوشادوش درِ خانه حضرت بانو خواند به شکرانه جاري بودن خون خدا در رگهامان؟! چقدر بايد سلام فرستاد بر روح ابراهيم زمان که انقلاب و اهل بيت(ع) را به ما هديه داد؟ چقدر؟ دل نوشته یکی از زائران حج امسال در مدینه منوره... منبع : پایگاه حج کلمات کليدي : بوي محرم است که بقيع را اينگونه سرخگون کرده است ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 26 آذر ماه ، 1388 توسط alm
مرتبط با موضوع : كميته پيگيری بازسازی حرم مطهر ائمه بقيع [شنبه، 25 ارديبهشت ماه ، 1389] مسابقه فرهنگی هنری گمشده بقيع برگزار میشود [شنبه، 25 ارديبهشت ماه ، 1389] تخريب حرم مطهر ائمه بقيع (ع) در كتابهای درسی [جمعه، 27 فروردين ماه ، 1389] رصد خبرهاي بقيع [پنجشنبه، 13 اسفند ماه ، 1388] ماجراي پنجره بالاي قبه پيامبر اكرم(ص) [دوشنبه، 3 اسفند ماه ، 1388] ميزان فعاليت پژوهشی بازسازی بقيع [سه شنبه، 12 آبان ماه ، 1388] شفاعت در قرآن و وهابیت [چهارشنبه، 22 مهر ماه ، 1388] رونمايی از تصوير بارگاه ائمه بقيع [سه شنبه، 21 مهر ماه ، 1388] دلم در بقیع جا مانده ... [دوشنبه، 6 مهر ماه ، 1388] مراسم عزاداری به مناسبت 8 شوال [يكشنبه، 5 مهر ماه ، 1388]برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
تعداد آراء: 2 ![]() انتخاب ها
|